السيد الطباطبائي
61
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى )
قرنها بود در اعماق افكار مردم ريشه دوانيده بود ، سبك تفكر معنوى را اصلًا آشنا نبودند . . . و كم و بيش از معنويات كه به عنوان وراثت عادات و رسوم در دست داشتند تدريجاً فراموش گرديده بود و مخصوصاً سرگرمى دانشمندان قوم ، به علوم مادى كه توأم با پيشرفت صنعت ، پيشرفت مىنمود و اشتغال دول به جهانگيرى و كشورگشايى با سلاح تبليغات ضد دينى ، كمك مؤثرى عليه عقايد دينى و افكار معنوى بود . البته در محيطى كه افكار مردم جهان هستى را چنين معرفى كند كه جز ماده و قوانين ماده چيز ديگرى را در بر ندارد ، طبيعى است كه دين را نيز بايد چنين معرفى كرد كه : پديدهاىاست اجتماعى كه در جامعهاى وحشى ! يا نيمه مترقى ؟ ظهور نمايد . يا بايد گفت : يك پديدهاى فكرى است كه قطعهاى از تاريخ انسانيت را اشغال مىكند . و باز طبيعى است كه در مسير تكامل ماده هر قطعهء مفروض كاملتر و بهتر از خود را در دنبال خواهد داشت و در نتيجه عصر دين عصر ديگرى كاملتر و بهتر از خود را به دنبال خود ، به انسانيت نويد داده ارزانى خواهد داشت . مسئول اين وضع ناگوار ؟ كسى كه در اين جريانات تاريخى - از اوايل پيدايش مسيحيت تا به امروز ، كه اوايل نيمه دوم قرن بيستم مسيحى است - دقت كند ، يا وضع حاضر جهان غرب را كه مهد مدنيت امروزى دنيا شناخته شده ، در برابر خود قرارداده به تحليل اوضاع و حوادث دست زند و به طور قهقرا ، به پيدا كردن ريشههاى نزديك و دور آنها بپردازد ، ترديد نخواهد داشت كه مسئول اصلى اينهمه انحطاط اخلاقى و متروك شدن معنويات انسانى و مستقر شدن زندگى صد در صد مادى ، به جاى زندگى معنوى ، همان كليسا و تعليمات كليساست . قرآن كريم نيز در بيانات خود ، صريحاً مسئوليت اختلالات مذهبى و اختلافات و